X
تبلیغات
رایتل

حرفهای لحظه های دلتنگی


وای، باران؛
باران؛
شیشه پنجره را باران شست .
از اهل دل من اما،
- چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
وای، باران،
باران،
پر مرغان نگاهم را شست .

"حمید مصدق"



پی نوشت :


- دوباره درهای رحمتت باز شد ، همه را سیراب میکنی . خدایم ! آیا کسی بخشنده تر از تو هست .

-امشب رو دوست دارم چون با صدای لالایی باران به خواب میروم.



نوشته شده در جمعه 17 آبان 1392ساعت 23:19 توسط آمیتریس نظرات (2)


Design By : Pichak