X
تبلیغات
رایتل

حرفهای لحظه های دلتنگی


امروز خیلی سعی کردم و خیلی تلاش کردم که احساسم رو بیان کنم نسبت به این روز،  اما نشد ...


از دیشب تو فکرم ، همه اتفاقات از شهریور تا آذر 74 جلوی چشمام رژه میره ، دیشب لحظه ای چشمام روی هم نیومد ... نمیدونم دلیل اینکه خاطرات تلخ در ذهن بیشتر ماندگارند چیه؟ ولی هستند و با فکر دوباره به تلخیشان اضافه میشد و بیشتر از همه مزه شون رو درک میکنی ...


اما همه اینا تنها یک خاطره برایم دارند و یک واقعیت که 4 صبح 28 آذر من بی پدر شدم ...

بعد از 18 سال وقتی به اون روزا و اتفاقات و رفتار آدما رو مرور میکنم، به این میرسم که این آدما دیگر در زندگی من نقشی ندارند و خودشان هم میدانند که در زندگیم هیچ جایی برایشان نیست... باورش سخت است که دشمنانت آدمایی از خونت باشند ...

به هر صورت امروز را دوست ندارم و نخواهم داشت...

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 28 آذر 1392ساعت 12:53 توسط آمیتریس نظرات (4)


Design By : Pichak