X
تبلیغات
رایتل

حرفهای لحظه های دلتنگی

بلاخره این هفته کلاسای ضمن خدمت تمام میشه، با اینکه اعتقاد دارم این کلاسا میتونه برای کارمندان مفید باشه و در کارآیی اونها تاثیر داره ولی نحوه اجراش هم مهمه . متاسفانه این کلاسا از ساعت 8 صبح تا 1 ظهر خلاصه شده در گوش کردن به صحبتا و خاطرات اساتید ، که مطمئن نیستم بتونه واقعا مفید باشه .

علاوه بر خستگی کلاسا، خستگی راه و رانندگی مسیر 3 ساعته توی این روزای پایانی سال که ترافیک جاده ها رو چندبرابر کرده واقعا از تحملم خارج شده و لحظه شماری میکنم که هر چه زودتر این کلاسا تموم بشه .


- حدود 2 ماهه میشه که به واحدمون کارمند جدیدالاستخدامی اضافه شده و این خانم کمک شایانی به کار واحد ما کرده و امروز در حال چای خوردن با هم بودیم  و میگه : خانم فلانی دیروز در یکی از واحدها صحبت شما بود ؟ با خنده گفتم : پس غیبتم رو میکردین؟

گفت:نه ، راستش 4 نفر از آقایان و 2 نفر خانما با هم صحبت میکردیم که یکی از آقایان گفت که خانم فلانی (یعنی من) کاری که به صرف خودش نباشد رو انجام نمیدهد. خنده ام گرفت و حرفی برای گفتن نداشتم . بعد از چند لحظه گفت: ناراحت شدی ؟ گفتم نه چرا ناراحت بشم و فقط دارم فکر میکنم که چکار کرده ام که این همکار این فکر رو کرده .

حالا قسم و آیه که ناراحت شدی . گفتم نه عزیزم ، خب هر آدمی اول به نفع خودش فکر میکنه و هی میخندیدم و کلی شوخی کردم که از آن حالا و هوا دور بشیم . حالا تو فکر چه کردم که همکار این فکر رو کرده . از برادرم پرسیدم ، کلی خندید و میگه : مطمئنی راجع به تو گفته .


نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن 1392ساعت 14:02 توسط آمیتریس نظرات (1)


Design By : Pichak